|
شعر
|
چه راه ساده ای روی گم شدن کشیدیم
خوردنو
خوردنو
خوردن ...
انگار فقط گوشت حق اشغال فضایی به نام حجم را دارد
شاید آخرین دارایی من وزن است
سکوت ها سنگین شدند
باز کارم به تاکسی کشید
باز سوار شدم
پاهایم رنگی شد
و رفت پی کسب درجات عالی
سکوت ها گم شدند و
به جای رقصیدن... حرف زدند
؟؟؟
؟
امشب لباس نقره ای میپوشم ...
سکوت ها برق میزنند ؟...