تبليغاتX
________
شعر
 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 23 خرداد1388ساعت 8:32  توسط طارما  | 

 

 

 

دو گله ی بزرگ از تو دارم :

 

۱ـ چرا فکر میکنی صابون های راه راه عطر بهتری دارند ؟

۲ـ چرا آن لکه های زرد را روی تابلو گذاشتی ؟!!

۳ـ چرا همیشه زیر تابلو پر از لباس های بی آدم است ؟

 

گرچه لیوانم ترک خورده

ولی دوباره بریز

 

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یا شاید ۳ تا ....

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 خرداد1388ساعت 11:36  توسط طارما  | 

 

 

مریضم ...از این ویروس های تمیز

که تا دم علوفه و گاو هم رسیده

 

تقصیر شهر نیست

که من از سیم ها آویزانم

و تو در چرخ هایت فرو رفته ای

 

صدایی که از من نمیآید

تقصیر تمدن نیست

وگرنه تو داد نمیزدی .... هنوز

 

مسیر را نشانم نده....

از ترس اندازه ی جاده نیست که نمی روم

از پای کهنه ی من است

 

نه

تقصیر برق نیست

تقصیر گاز نیست

که گاهی برای خودم تنگم

و گاهی به تنم زار میزنم

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 18 خرداد1388ساعت 13:24  توسط طارما  |