تبليغاتX
________
شعر
 

 

ـ (هوا سرده...موهام خیسه...)

 

نیوشا : عاشق شدی ؟

من : نوچ

نیوشا : قلبت شکسته ؟

من : نوچ

نیوشا : خوبی ؟

من : (سرمو تکون میدم )

...

نیوشا : اسپری بزن ... مسواک که بزنی اصلا بوش نمیاد ... (بغل م میکنه)

من : (بغل ش میکنم )

... بیرون از بالکن صدای چرت و پرت میاد

 

.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 اسفند1386ساعت 23:45  توسط طارما  | 

 

 

داره تموم میشه...

 شاید هم داره شروع میشه

 

ای بابا اینجا کجاست .... ؟

ام   سال ؟

یا

پار   سال ؟                                                              :(:)

 

فقط خواستم یه چیزی بگم ...

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 اسفند1386ساعت 21:53  توسط طارما  | 

 

 

باز پنجه ام در ترمز فرو میرود

ماشین جلویی ایستاد

وچراغ قرمز عدد ۸۶ را نشان میدهد

 باید خلاص کنم

دنده عوض کنم

و پایم را از کلاج به آرامی بردارم

...

و...باز هم از فشار حرکت

 در صندلی ام فرو می روم

 

.

+ نوشته شده در  جمعه 24 اسفند1386ساعت 11:34  توسط طارما  | 

 

 

... همین بود

غرق شدن در چند لیتر عرق

که از فعالیت مغزی آدم ها میریزد

خفه شدن در

بی !

هو !

دِ !

گی !

...

شمرده شدم ... با انگشت لباس های خالی !

باختم...

گرچه در این بازی نقش نداشتم

...همین بود

شکل  را قالبی ساخت

که باید

باید

باید

میساخت

مثل بقیه اهالیِ گلّه ...

همش همین بود...

هوای میان ِ پلاستیک بادکنک

و هراسِ من وتو از نازکیِ در و دیوار

همیشه به اینجا میرسیم :

بستن !

و

رفتن !

 

 .

+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 اسفند1386ساعت 18:2  توسط طارما  | 

 

 

...بله. کرسي مجلس براي من هيچ جاذبه يي ندارد. الان هم فقط اصرار دوستان و مصالح جامعه باعث شده قدم در اين راه بگذارم...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 اسفند1386ساعت 10:58  توسط طارما  | 

 

تمبر «عماد مغنيه»؛تمبر بين المللي «عماد مغنيه» روي نامه هاي ايران به مقصد کشورهاي مختلف جهان ارسال مي شود. به گزارش فارس مراسم رونمايي از اين تمبر روز گذشته برگزار شد.

.

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 اسفند1386ساعت 17:24  توسط طارما  | 

 

 

شب مثل دار میمونه

یک طناب ازلای سقف دور تنفس ام بافته

یه چارپایه از سکوت  زیر پام  گذاشته

که اگه جیک ام در بیاد .... میشکنه

...

یه مرگ ِ بی هوار

...

آی قاضی ِ دودِ سیگار !

آهای جناب ِجلاد !

بیا بیرون از دمِ خورشید 

حالا وقت خوابه

چارپایه رو بکش از زیر پام

.....

....

...

اینه حکمِ منِ شب زنده دار ...

 

.

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 اسفند1386ساعت 0:48  توسط طارما  | 

 

 

? پاکسازي کتابخانه هاي ايران

دبيرکل نهاد کتابخانه هاي عمومي ايران اعلام کرد طرح جمع آوري کتاب هاي منفي از کتابخانه هاي سراسر کشور به زودي اجرا خواهد شد. به گزارش ايبنا منصور واعظي گفت؛ «کتاب هايي که ارزش منفي دارند و در گذشته وارد کتابخانه ها شده اند، جمع آوري خواهند شد.»

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 اسفند1386ساعت 14:23  توسط طارما  | 

 

 

شماره حساب : 0116407795 (بانك تجارت شعبه چهارراه پارك كد032 ) به نام فرامرز فرازمند و داریوش مهرجویی، اگر فیلم سنتوری را دیده اید و می خواهید به سینمای بدون سانسور و حقوق مولف و فیلم سازان مستقل و خلاصه هر چیزی که قابل احترام است احترام بگذارید پول بلیت را به حساب این شماره حساب بریزید

+ نوشته شده در  شنبه 18 اسفند1386ساعت 19:8  توسط طارما  | 

 

 

عجیبه

 

انگار دلم واسه نمک تنگ شده

شاید دیگه صدای هیچ مزه ای رو نشنوم

انگار دلم واسه دِرِل تنگ شده

شاید دیگه هیچ آهنگی رو نَجَوَم

 یه عالمه پول میخوام

دلم واسه خرید تنگ شده

یه عالمه تو میخوام

انگار...

دلم واسه خودم هم تنگ شده

 

.

+ نوشته شده در  شنبه 18 اسفند1386ساعت 2:30  توسط طارما  | 

 

 

پیک من گم شده

در این میز لزج که لیوان ها همه لیز میخورند

به شیب های عقربه

ودر این پهن گرد

که فریب گردی اش را با الکل کشف میکنم

...پیک من گم شده

و مثانه حرف ها برای گفتن دارد

...من به یک چاه عمیق میفتد...

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 اسفند1386ساعت 22:47  توسط طارما  | 

 

 

محمود احمدي نژاد قطعنامه سوم شوراي امنيت را بسته يي از «هدايا» توصيف کرد.

 وي اين تعبير را در جمع خبرنگاراني به کار برد که روز گذشته در حاشيه جلسه هيات دولت خواستار توضيحات رئيس دولت نهم درباره قطعنامه 1803 بودندچراکه احمدي نژاد پيش از اين در مهرماه سال جاري اطمينان داده بود قطعنامه ديگري صادر نخواهد شد. البته احمدي نژاد خود پيشاپيش و قبل از طرح سوالات خبرنگاران در سخناني کوتاه اعلام کرد «کسي براي تهديدات هويج هم خرد نمي کند.» رئيس جمهور با اين تعبير به استقبال سوالي رفت که نظر وي را درباره قطعنامه اخير شوراي امنيت جويا شده بود. وي در پاسخ با کمي مکث گفت؛ اينکه مشخص است، از نظر ما اين قطعنامه فاقد اعتبار حقوقي و فني است و اهميتي هم ندارد. احمدي نژاد افزود؛ اين قطعنامه نشان داد تحليل ايران از سياسي بودن روند موضوع هسته يي درست است و اگر ما مي خواستيم به جهانيان بفهمانيم که موضوع هسته يي ايران موضوعي غيرهسته يي است بايد ميلياردي خرج مي کرديم اما کشورهاي صادرکننده قطعنامه اين را «هديه» کردند.احمدي نژاد با اشاره به اظهارنظر يکي از مقامات غربي مبني بر اينکه موضوع هسته يي ايران ربطي به آژانس ندارد، افزود؛ ما معتقديم موضوع هسته يي ما ربطي به شوراي امنيت هم ندارد.وي در تبيين ويژگي هاي مثبت قطعنامه اخير افزود؛ در اين قطعنامه و بيانيه هم به صراحت آمده که ما مي خواهيم با شما کاري کنيم و کاملاً مشخص است که اين موضوع ربطي به فعاليت هاي هسته يي ما ندارد و اين هديه يي بود که ما از اين قطعنامه گرفتيم.رئيس جمهور ادامه داد؛ هديه دومي که ما از قطعنامه اخير شوراي امنيت گرفتيم اين بود که اگر مي خواستيم در جريان روند اطلاع رساني و تبليغات به مردم دنيا بگوييم که شوراي امنيت در واقع شوراي امنيت نيست و تنها به ابزاري دست چند قدرت تبديل شده خيلي به زحمت مي افتاديم و بايد همچون سفرهاي استاني به 200 کشور جهان سفر و سخنراني مي کرديم، اما شوراي امنيت با اين اقدام خود عملاً ثابت کرد که فاقد اعتبار لازم براي پرداختن به مسائل کلان جهان است.احمدي نژاد در حالي که لبخندي به لب داشت با تاکيد بر اينکه «روشن ترين سند را در اختيار ملت ايران قرار دادند» خاطرنشان ساخت؛ اين قطعنامه هديه و سند رسمي است که نشان مي دهد ملت ايران يک قدرت بزرگ جهاني است و به اندازه همه قدرت ها وزن دارد. وي با بيان اينکه «آنها مي خواهند اجازه ندهند قدرت جديدي در جهان متجلي شود»، گفت؛ اين قطعنامه ثابت کرد قدرت همه جهان يک طرف و قدرت ايران يک طرف. ايران اگر قدرتي بيشتر نداشته باشد حداقل قدرتي برابر با قدرت همه جهان دارد.وي در ادامه به طرح سوالي در اين باره پرداخت و گفت؛ اما در پاسخ به اينکه چه انگيزه يي باعث صدور قطعنامه شد بايد گفت آنها دوباره اشتباه کردند. احمدي نژاد با اشاره به دو قطعنامه اخير گفت؛ آنها دوبار اشتباه کرده و مشروعيت خود را زير سوال برده بودند و مي خواستند با يک اشتباه جديد، اشتباه قبلي را نرم کنند، اما از اين به بعد آنها بايد از زير بار سه قطعنامه بيرون بيايند و هزينه هاي آن را بدهند.احمدي نژاد با تاکيد بر اينکه آنها اين قطعنامه را براي «مذاکره» صادر کردند، گفت؛ آنها چماق خود را براي مذاکره بالا برده اند، اما اشتباه فکر کرده اند که ما تحت فضاي چماقي مذاکره مي کنيم.احمدي نژاد با تاکيد بر اينکه «مساله هسته يي ما تمام شده است»، گفت؛ ما براي تک تک فعاليت هايمان نامه جداگانه و تاييديه آژانس داريم و به غير از آژانس با هيچ کشور و نهاد ديگري در مورد مساله هسته يي مذاکره نخواهيم کرد.وي با بيان اينکه «ما از اين موضوع ناراحت نيستم»، گفت؛ البته از آن استقبال هم نمي کنيم ولي به اين کشورها نصيحت مي کنيم که اين روند را ادامه ندهند، چراکه خودشان بيشتر از هر کسي ضرر خواهند کرد.احمدي نژاد بار ديگر بر اينکه قطعنامه اخير حاوي هديه هايي براي ايران بود، گفت؛ کساني که در مواجهه با مسائل سياسي از هوشمندي کافي برخوردارند اين مباحث را مي فهمند در هر صورت آنها فکر کردند که با اين اقدام مي توانند حفظ آبرو کنند اما به واقع اشتباه کردند.رئيس جمهور تاکيد کرد؛ اين قبيل اقدامات و قطعنامه کوچک ترين آسيبي را به ملت ايران وارد نمي کند، در حالي که رژيم صهيونيستي ملت فلسطين را در خانه خود قطعه قطعه مي کند صدور اين قطعنامه عليه ايران بهترين سند است که نشان مي دهد سازمان ملل، سازمان ملل نيست البته ما فکر مي کنيم سازمان ملل هم مظلوم است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 اسفند1386ساعت 14:35  توسط طارما  | 

داستان عشق عجیب و غریب یک مرد و زن چینی، اخیرا رسانه‌ای شده است و توجه زیادی به خود جلب کرده است
بیش از پنجاه سال پیش، «لیو» که یک جوان 19 ساله بود، عاشق یک زن 29 ساله بیوه به نام «ژو» شد. در آن زمان عشق یک مرد جوان به یک زن مسن‌تر، غیراخلاقی بود و پسندیده نبود
برای جلوگیری از شایعات این زوج تصمیم گرفتند، فرار کنند و در غاری در استان ژیانگ‌جین زندگی کنند. در اول زندگی مشترک آنها بی‌چیز بودند، نه دسترسی به برق داشتند و نه غذایی، طوری که مجبور بودند از گیاهان و ریشه درختان تعذیه کنند و روشنایی خود را با یک چراغ نفتی تأمین کنند
در دومین سال زندگی مشترک، «لیو»، کار خارخ‌العاده‌ای را شروع کرد، او با دست خالی شروع به کندن پلکان‌هایی در دل کوه کرد، تا همسرش بتواند به آسانی از کوه پایین بیاید، او این کار را پنجاه سال ادامه داد
نیم قرن بعد در سال 2001، گروهی از مکتشفین، در کمال تعجب این زوج پیر را همراه شش هزار پله کنده شده با دست پیدا کردند

هفته پیش «لیو» در 72 سالگی در کنار همسرش فوت کرد. «ژو» روزهای زیادی در کنار تابوت همسرش سوگوار بود
دولت چین تصمیم گرفته که «پلکان عشق» و محل زندگی این زوج را حفظ کند و آن را تبدیل به یک موزه کند

همچو فرهاد بود کوه کنی پیشه ما
کوه ما سینه ما ناخن ما تیشه ما


+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 اسفند1386ساعت 13:58  توسط طارما  | 

در همايش مطالبات حقوقي زنان و قانونگذاري مطرح شد
 
 
انتقاد زنان حقوقدان و سياستمدار از سهميه بندي جنسيتي در کنکور
اگر تاکيد دولت بر محيط گرم خانواده است بايد قوانيني تصويب کند که اين محيط را تهديد نکند. زماني کانون خانواده گرم است که خانواده ترکيب زن، مرد و فرزندان باشد نه ترکيب مرد، زنان و فرزندان. چنين ترکيبي به ايجاد ناهنجاري در جامعه مي انجامد


 همايش مطالبات حقوقي زنان و قانونگذاري در شرايطي از سوي دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه تهران برگزار شد که با اعلام رئيس سازمان سنجش و آموزش کشور اعمال پذيرش جنسيتي در کنکور رسمي شده است.

در چنين شرايطي بود که همه دعوت شدگان با انتقاد شديد از سهميه بندي جنسيتي کنکور آن را مخالف حقوق بشر دانستند...

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 اسفند1386ساعت 10:26  توسط طارما  | 

 

انگار یه چیزی هست که نیست

مثل تو... مثل من

بازم از اون گناه هایی میخوام که....

عجب فیلم ترسناکی !

.... اه ! مگه این تلویزیون هم مجال بازی میده !!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 اسفند1386ساعت 1:25  توسط طارما  | 

 

حدادعادل در پاسخ به احمدي نژاد؛ فقط سه درصد بودجه پيشنهادي را تغيير داده ايم

مجلس مسووليت تبعات تورمي بودجه را نپذيرفت

 

...فقط 48 ساعت زمان نياز بود تا مجلسيان و در راس آنها غلامعلي حدادعادل به مانند دولتيان از پذيرش آثار تورمي قانون بودجه سال آينده کشور اعلام برائت کنند و به اين ترتيب ابهام در مورد اينکه بالاخره مسوول قانون بودجه سال آينده اقتصاد کيست، باقي بماند.ظاهراً طبق پيش بيني دولت و مجلس سال آينده اقتصاد کشور يک تورم و گراني جديد را تجربه خواهد کرد. از همين رو هر کدام از دو قوه يي که يکي مسوول تدوين و اجرا و ديگري مسوول تصويب و نظارت بر قانون بودجه است، پيشاپيش سعي مي کنند مسووليت و تبعات اجراي قانون بودجه را متوجه قوه ديگر کنند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 اسفند1386ساعت 0:57  توسط طارما  | 

 

در اعتراضي شديداللحن به مجلس هفتم

احمدي نژاد؛ دولت مسوول گراني نخواهد بود
+ نوشته شده در  دوشنبه 13 اسفند1386ساعت 21:17  توسط طارما  | 

 
 
 
 
ابراهيم رها

سلام حسن. چطوري خوبي؟

حرف هايت را شنيدم و يک بخش هايي از قلبم درد آمد. نگو اين حرف ها را. به قول شاعر «نکن همچين». آخر چه معنايي دارد که گفته يي «سياست خارجي درشت گويي و حرف هاي گنده زدن نيست.» پس چيست؟اتفاقاً تو درست مفهوم سياست خارجي را نمي داني.

حسن جان روحاني، چرا گفته يي «ما به دنيا نياز داريم يا نداريم؟» اين چه سوالي است. اين چه حرف غيرکارشناسانه يي است که تو مي گويي؟ معلوم است که ما نه تنها سر سوزني به دنيا نياز نداريم بلکه اين دنياست که مثل... (آره همون،) به ما نياز دارد. دنيا شيفته ماست، بدبخت ماست، قورباغه دم برکه ماست، گوسفند پشت آغل ماست، ... ماست که شک هم حتي نيست.

آن وقت تو با اين رويکرد مي خواهي ما را پيش دنيا خوار و حقير نشان بدهي؟

حسن خان روحاني باز گفته يي... همه دنيا بياييد در برابر ما خضوع کنيد؟ مرز بين تعامل، تقابل و تسليم چيست؟ تسليم را که انصافاً بيخود آمده يي. اما بحث ما با تو بر سر آن واژه ديگر است. ما و تعامل؟ خجالت نمي کشي؟ واقعاً کار ما آنقدر به خفت و ذلت رسيده که با دنيا تعامل کنيم؟ زبانت را گاز بگير حسن. نزن اين حرف ها را حسن، خيلي خطرناکه حسن،

اما واقعيت اين است که به دنبال تقابل هم نيستيم. اينکه ما به دنبال چه کار کردن با دنيا هستيم هم... خب البته يک مساله داخلي است و مي شود به همه گفت و کساني که دنبال اين هستند که بدانند ما با دنيا دنبال چي هستيم، همه جاسوس و اجنبي و... هستند.

حسن روحاني، معني اين حرفت را نمي فهمم که «دنيا هنجارها، قواعد و عرف بين المللي دارد». دنيا خيلي چيزهاي ديگر هم دارد به ما چه. دنيا دانسينگ دارد، دنيا فايت کلاب دارد، دنيا... حالا لازم نيست هر چيز دنيا دارد را من اينجا بگويم، اما مي خواهم روشنت کنم بر همين استدلال هر چيزي که دنيا دارد هيچ ربطي به ما ندارد و تو هم ديگر از اين حرف ها نزن.حسن روحاني، اين نامه را برايت نوشتم، سريع ارشاد شوي و به ما بپيوندي تا با کمک هم با لگد دهان جهان و جهانيان را پرخون کنيم. تو ديگر ما را دست کم نگير. ما در روابط بين الملل مايک تايسون را مي گذاريم توي جيب مان. قبول نداري؟ بيا جيب هايمان را بگرد.


نامه به يک حسن روحاني
ابراهيم رها

سلام حسن. چطوري خوبي؟

حرف هايت را شنيدم و يک بخش هايي از قلبم درد آمد. نگو اين حرف ها را. به قول شاعر «نکن همچين». آخر چه معنايي دارد که گفته يي «سياست خارجي درشت گويي و حرف هاي گنده زدن نيست.» پس چيست؟اتفاقاً تو درست مفهوم سياست خارجي را نمي داني.

حسن جان روحاني، چرا گفته يي «ما به دنيا نياز داريم يا نداريم؟» اين چه سوالي است. اين چه حرف غيرکارشناسانه يي است که تو مي گويي؟ معلوم است که ما نه تنها سر سوزني به دنيا نياز نداريم بلکه اين دنياست که مثل... (آره همون،) به ما نياز دارد. دنيا شيفته ماست، بدبخت ماست، قورباغه دم برکه ماست، گوسفند پشت آغل ماست، ... ماست که شک هم حتي نيست.

آن وقت تو با اين رويکرد مي خواهي ما را پيش دنيا خوار و حقير نشان بدهي؟

حسن خان روحاني باز گفته يي... همه دنيا بياييد در برابر ما خضوع کنيد؟ مرز بين تعامل، تقابل و تسليم چيست؟ تسليم را که انصافاً بيخود آمده يي. اما بحث ما با تو بر سر آن واژه ديگر است. ما و تعامل؟ خجالت نمي کشي؟ واقعاً کار ما آنقدر به خفت و ذلت رسيده که با دنيا تعامل کنيم؟ زبانت را گاز بگير حسن. نزن اين حرف ها را حسن، خيلي خطرناکه حسن،

اما واقعيت اين است که به دنبال تقابل هم نيستيم. اينکه ما به دنبال چه کار کردن با دنيا هستيم هم... خب البته يک مساله داخلي است و مي شود به همه گفت و کساني که دنبال اين هستند که بدانند ما با دنيا دنبال چي هستيم، همه جاسوس و اجنبي و... هستند.

حسن روحاني، معني اين حرفت را نمي فهمم که «دنيا هنجارها، قواعد و عرف بين المللي دارد». دنيا خيلي چيزهاي ديگر هم دارد به ما چه. دنيا دانسينگ دارد، دنيا فايت کلاب دارد، دنيا... حالا لازم نيست هر چيز دنيا دارد را من اينجا بگويم، اما مي خواهم روشنت کنم بر همين استدلال هر چيزي که دنيا دارد هيچ ربطي به ما ندارد و تو هم ديگر از اين حرف ها نزن.حسن روحاني، اين نامه را برايت نوشتم، سريع ارشاد شوي و به ما بپيوندي تا با کمک هم با لگد دهان جهان و جهانيان را پرخون کنيم. تو ديگر ما را دست کم نگير. ما در روابط بين الملل مايک تايسون را مي گذاريم توي جيب مان. قبول نداري؟ بيا جيب هايمان را بگرد.





 

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 اسفند1386ساعت 14:48  توسط طارما  | 

 

 

انقدر پوستم کش اومد که نتونستم بخندم

فکر کنم بازم این ماهیچه های خاله زنک

جمع شدند در گوش هم حرف بزنند

و اون قلب پتیاره هم غافل از همه جا

فقط سوهان میکشه

...آهااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای

...آهااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای

...آهااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای

 داروغه داره میاد !

نوبت مالیاته !!!

یه قرون هم که نمونده تو شهر !

ایندفعه  حتما میفتیم زندان...

الکل هارو جمع کنین که لااقل شلاق نخوریم..

سیاسی هم که نیستیم .... تبعید میشدیم بهتر بود

 شاید این قلبه از سوهان کشیدن خسته بشه ....

خب حالا ناهار چی داریم.... ؟

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 اسفند1386ساعت 13:34  توسط طارما  | 

 

میخواستم رنگی بشم

سایه افتاد روم و...زن شدم

...رفتم تو مغز تاریکی

اون خورشید احمق اومد زد زیر بساطم

گفت :

پاشو زنیکه

نمیشه نبینی

این صُـور رو مجانی به پا نکردیم که !!!
.

 

+ نوشته شده در  جمعه 10 اسفند1386ساعت 23:48  توسط طارما  | 

 

 

 

اَمون ازدست این سیتسم که همیشه دیر میاد بالا

هر چی داشتم پرید

مثل رنگم که رفت تو سرنگ

عجب شغل سنگینی

 روزها دل می شکنم:

و شب ها تیکه هاشو با خرما و چای سرد میخورم

مثل گوشه ی ناخنم

امون از این بی مزگی !

...کی انقدر خورشیدو تیز کرده

چشمام داره میریزه رو زمین !!!

 آخه عینک دودی ام تو ماشین دوستم جا مونده

امون از این رنگ سفید...

امون از این رنگ سفید !

باید مشقامونو بنویسیم

باید...

باید بنویسیم دو هفتا چهارده تا

پس نیت میکنیم امروز تعطیل باشد

فتقبل الله...

امون از نشتی ِ مدرسه

عجب بوی بدی میاد !!!

پیف

پیف

پیف

حالا تو این فاضلاب دلم به نقطه خوش بود

که اونم طلاق گرفت

و دوتا توله ی زر زرو گذاشت رو خودنویسم

امون از این همه شیربهاء 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 اسفند1386ساعت 12:20  توسط طارما  | 

 

برای نخستین بار در یک سیاره فراخورشیدی مولکول‌های آلی – به شکل متان- کشف شدند. این سیاره‌ی غول پیکر آنقدر به ستاره‌ی مادر نزدیک است که متان تحت این شرایط نمی‌تواند نشانه‌ای از حیات باشد، اما به هر حال این کشف باعث امیدواری است تا منجمان روزی بتوانند موفق به تحلیل جو سرزمین‌های زمین‌گون شوندبرای نخستین بار در یک سیاره فراخورشیدی مولکول‌های آلی – به شکل متان- کشف شدند. این سیاره‌ی غول پیکر آنقدر به ستاره‌ی مادر نزدیک است که متان تحت این شرایط نمی‌تواند نشانه‌ای از حیات باشد، اما به هر حال این کشف باعث امیدواری است تا منجمان روزی بتوانند موفق به تحلیل جو سرزمین‌های زمین‌گون شوند

+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 اسفند1386ساعت 0:44  توسط طارما  | 

 

 

هنوز هم پاک میبینمت

هنوز هم...

راستی ؟ چگونه با عضلات لبانت

چرکی را از گناه میچلانی ؟

واز این شیره ی مسموم

قطره ای پاک در شنیدنم میچکانی ...چگونه ؟

چگونه قامت کریه دروغ را راست میکنی ؟

شانه به شانه اش میگذاری و ...

من...لبخند زنان عکستان را میگیرم...چگونه ؟

چگونه هنوز پاک میبینم ات ؟

.

.

.

باید نماز بخوانم

قرآن ختم کنم

و بنوشم به سلامتی روح تو
+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 اسفند1386ساعت 10:40  توسط طارما  | 

یک علامت در این صفحه ی روشن

چشمک میزند

مرا بنویس !

از دهان کدام اتفاق ؟

از لب کدام مست بنوشانمت  ال سی دی ِ شفاف ؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 اسفند1386ساعت 2:48  توسط طارما  | 

ریش ها آمدند و در صندلی های ردیف اول نشستند

تا تیغ های نو وبراق ردیف های آخر

پرزهای کهنه ی صفحه را نتراشند

و به درخشش کوتاهی که از فلاش فریب ها میآید

بسنده کنند.....

... زنگ بزنند

...تا مثل ریش ها به خود رنگ بزنند

+ نوشته شده در  جمعه 3 اسفند1386ساعت 14:11  توسط طارما  | 

 یه چند روزی نبودم

آخه رفته بودم تو بودنم

همون کوچه پس کوچه های گِـلی

همون شهر یه طبقه...

یــــــــزد

نه بوی پیتزا اومد تو

نه کسی در زد که چاقومو تیز کنه

خوشید هم خیلی ساده میومد و میرفت

اصلا انگار که نه انگار

سر هیچ کوچه ای هم تیز نبود

تا وقت راه رفتن زخم و زیلی بشم...

و انقدر بوی خاک اومد که با خودم گفتم :

آخ جون ... چه راحت مردم ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 اسفند1386ساعت 13:45  توسط طارما  |